اشعارکودکانه ما
 
اتل متل توتوله ٬گاو حسن چه جوره ٬ نه شیر داره نه پستون٬ گاوشو بردن هندستون٬ یک زن کردی بستون ٬اسمش و بذار عمقزی٬ دور کلاش قرمزی٬هاچین و واچین٬ یه پاتو ورچین
*******************
تاپ تاپ خمیر٬  شیشه پر پنیر٬  دست کی بالا
****************
 
عمو زنجیرباف     بله ......... زنجیر منو بافتی       بله  ......  پشت کوه انداختی         بله
بابا اومده          چی چی آورده           نخودچی کیشمیش         بخورو بیا
باصدای چی؟
*****************
پاییزه٬پاییزه٬برگ درخت میریزه
هواشده کمی سرد    روی زمین پر از برگ
ابر سیاه و سفید   رو آسمون و پوشید
دسته دسته کلاغا         میرن به سوی باغا
همه میگن به یک بار        قار و قار و قار وقار
******************
رفتم به باغی    دیدم کلاغی      کلاغ زاغی       سنگ و برداشتم          زدم به پایش 
پایش خون آمد   بردمش دکتر   دکتر دوا داد     آب انار داد     امروز دادم خورد   فرداش دیدم مرد 
******************
رفتم لب رودخونه     دیدم بلبل میخونه     گفتم بلبل دیوونه     برگرد بیا به خونه  بابام رفته مدینه
سر قبر سکینه    سکینه نور عینه    دختر امام حسینه
*****************
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده خبر داری نچ نچ بی خبری نچ نچ پس تو .....من هستی
***************
آن مان نبارا زنشو طلاق داد بجاش صد تا الاغ داد اینم صد تا الاغش اینم زن بی دماغش
************
ده٬بیست٬ سه پونزده٬ هزار و شصت و شونزده ٬هرکی میگه شونزده نیست٬ هیفده٬هیجده٬نوزده٬بیست
************ 
ده٬ بیست٬سی ٬چهل٬پنجاه٬شصت٬هفتاد٬هشتاد٬نود٬صد
*************
لی لی لی لی حوضک ٬جو جو اومد آب بخوره افتاد تو حوضک
یکی گفت بریم دزدی٬یکی گفت چی بدزدیم٬ یکی گفت تشت طلا٬یکی گفت واااای جواب خدا رو کی میده٬یکی گفت من من کله گنده٬من من کله گنده
**************
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬ تورختخواب مخمل آبیش خوابیده٬یه روز مامان رفته بازار اونو خریده٬ قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده٬عروسک من ٬چشماتو وا کن٬وقتی که شب شد٬اون وقت لالا کن٬حالا بریم توی حیاط با من بازی کن٬توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن
**************
ای زنبور طلایی٬نیش میزنی بلایی٬زمستونا خوابیدی٬خواب بهارودیدی٬پاشو پاشو بهاره گل واشده دوباره
***************
ماسه تا دختر خاله میرویم خونه خاله           میخوریم چلو کباب٬  میپریم تو رختخواب
رختخواب پاره میشه به مامان گفته میشه                              کتک ها خورده میشه
********************
 
خرگوش من چه نازه     گوشاش چقد درازه
مثل بخاری گرمه           چه خوشگل و چه نرمه
دستاشو پیش میاره           به روی هم میزاره
میخوره برگ کاهو          میپره مثل آهو
--------------------------------------------------------
 
کلاغه میگه قار قار                 ننه اش میگه زهرمار
باباش میگه ولش کن         چادر سیا سرش کن
از خونه بیرونش کن

***************************
 
توپولویم توپولو ٬صورتم مثل هلو٬چشم و ابروم سیاهه٬قد و بالام کوتاهه٬ مامان خوبی دارم٬ میشینه توی خونه٬میدوزه دونه دونه٬کت و شلوار منو٬پیرهن چین دار منو٬میپوشم خوشگل میشم مثل یه دسته گل میشم
************************
منم بچه مسلمان که دارم دین و ایمان کتابم هست قرآن رسولم داده فرمان به وقت صبحگاهی کنم شکر الهی
*****************
عینک دودی ...هی٬ خودت میدونی.....هی٬من با تو قهرم......هی٬آشتی ندارم.........هی
****************
یادت میاد اون روزا بستنی داشتیم.....بستنی مون شیرین بود مشتری داشتیم....
 مشتریمون کچل بود دوسش نداشتیم 
***************
 
(اسم کسی که دندون نداره)...بی دندون....هی٬افتاد تو قندون....هی٬انبر بیارید٬درش بیارید
***************
 من نمیدانممن نمیدانممن نمیدانم
حا لا با این که خیلی از اون روزها میگذره ولی من هنوز معنی بعضی ازشعر ها رو درک نکردم
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در 15 اسفند 1389 ساعت 15:28 | لینک ثابت |

اسم هانی از کجا اومد و انتخاب شد

ساعت ١٠ جمعه شبهای زمستون سال ٨٩ سریال مختار نامه از تلویزیون پخش میشد.تو این سریال پرویز پور حسینی نقش هانی بن عروه را بازی میکرد. به خاطر شخصیت ، معنی و تلفظ زیبای هانی این اسم برای پسرمون انتخاب شد.فراوانی این اسم تو ثبت احوال  ٧٨٧٦ اسم بود که با نامگذاری کوچولوی ما شد ٧٨٧٧ اسم. و حالا هانی کی بود.....

 هانی بن عروه المرادی ( رضوان الله تعالی علیه )

  هانی بن عروه المرادی المذحجی یکی از سران وبزرگان یمنی در کوفه زندگی میکرد.اواخر زندگی پیغمبر (ص) درک کرد وسخنان پیغمبر را شنیده واز یاران امیر المؤمنین (ع) است در جنگ جمل , جنگ صفین ونهروان شرکت کرد, واز یاران نهضت حجر بن عدی الکندی ضد زیاد بن ابیه بود .

  1. مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه اقامت کرد . ابن زیاد شرکت کردن هانی را در نهضت مسلم بن عقیل کشف کرد وایشان را زندانی وبعداٌ شهید کرد ( نقل از کتاب انصار الحسین صفحه ١٢٥ ) .
  2. هانی بن عروه از اشراف کوفه واعیان شیعه بزرگ قوم مراد بود.رهبر چهار هزار زره ﭘوش و ٨ هزار ﭘیاده بود ( نقل از سفینه البحار جزء ٢ صفحه ٧٣٢).
  3. روز شهادت اش بروایتی ٨٣ سال عمر شریف اش بود , وبروایت دیگر ٩٠ سال داشت وروز شهادت اش مصادف با روز خروج امام حسین (ع) از مکه مکرمه بود, وقبر شریف اش در کنار مسجد کوفه مقابل قبر مسلم بن عقیل است , ومورد زیارت محبان آهل بیت میباشد.
    1. پس از شهادت هانی و مسلم، به دستور عبیدالله، جنازه آن دو را در بازار چرخاندندو برای ایجاد رعب و وحشت، بدن ها را بر دار زدند. عبیدالله سرهای مطهر هانی و مسلم را به همراه نامه ای، برای یزید فرستاد.

معنی اسم هانی در فرهنگ لغت عرب:

نتائج البحث عن : هاني

 

للبحث مرة اخرى اضعط هنا

 

 

الاسم

المعنى

هاني

( هَانِيَة ) : تخفيف هَانِئ : الذي يعيش بفرح وسعادة وطمأنينة ، المُحسِن ، الخادم ، واللذيذ .

 

 

 

 

 

 

 

::.arablocale.net.:: سياسة الخصوصية


 

 

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در شنبه 17 تير 1391 ساعت 9:13 | لینک ثابت